دلتنگی های یک غریبه درغربت

متن مرتبط با «گاهی گمان نمیکنی» در سایت دلتنگی های یک غریبه درغربت نوشته شده است

گاهی

  • گاهی هیچ دلیلی  برای دوست داشتن کسی پیدا نمی کنی و در عوض هزاران دلیل جلوی چشمانت خودشان را می کشند تا تو بفهمی نباید دوستش داشته باشی...ولی تو از میان هزاران دلیل،بدون دلیل به دوست داشتنش مشغول می شوی...آنقدر به دوست داشتنش ادامه می دهی که یک روز به خودت می آیی و میبینی زندگی ات وقف شده، وقف آدمی که نه دوست داشتنت را به او ثابت کرده ای و نه توانسته ای خودت را قانع کنی که اصلا هم دوست داشتنی نیست...گاهی یک آدم بدون هیچ تلاشی از جانب خودت در وجودت ریشه می دواند، ولی تو هر بار ریشه اش را با بغضی سرشار از نفرتی ساختگی هرس میکنی، گاهی وقتی تمام دنیا منتظر افتادن و تمام شدنت هستند تو همانطور سرپا می ایستی، چون بدون اینکه بخواهی دل داده ای...گاهی هزاران دلیل برای دوست نداشتنش کشف میکنی ولی باز هم به دوست داشتنش ادامه میدهی ، گاهی به خودت قول میدهی ، گاهی خودت را آماده ی ندیدنش میکنی ولی باز هم بر سر دو راهی عقل و دل شکست میخوری و شرط و قولت را میبازی...چرا باید هر روزت را با ترس رفتنش آغاز کنی و هر شبت را با ترس نبودنش صبح کنی...,گاهی,گاهی گمان نمیکنی,گاهی خوشی گاهی غم ...ادامه مطلب

  • جدیدترین مطالب منتشر شده

    گزیده مطالب

    تبلیغات

    برچسب ها