دلتنگی های یک غریبه درغربت

متن مرتبط با «خدایا» در سایت دلتنگی های یک غریبه درغربت نوشته شده است

خدایا سپاس که بالاخره........

  • نیلوبلاگ

    بعد از ۵ سال زجر کشیدن بالاخره رسمی شدم...خدایا شکرررررر...قربون خودتو و معجزه هات...با افتخار من یک معلمم.... از ساعت۶صبح بیدار شدن!تندتند لقمههای صبحونه رو همراه فکر و خیالای درهم و برهمت قورت بدی!لباس اتو شدهتو بپوشی و با یه ته آرایش به اونی که توی آینه روبروته زل بزنی!بند کفشاتو محکم ببندی و تمام غصهها ورنجها وخستگیهاتو پشت در خونهت جا بذاری و الهی به امید تو بزنی بیرون!نگران نباش " هیچ کس حال تو را نخواهد فهمید"چونبه محض رسیدن به مدرسهباید دوباره لبخندو تمرین کنیصداتو صاف کنیو خم به ابروت ن...

    ادامه مطلب