دلتنگی های یک غریبه درغربت

متن مرتبط با «خواب زده ها» در سایت دلتنگی های یک غریبه درغربت نوشته شده است

هوشنگ ابتهاج

  • نیلوبلاگ

    مشخصات وب عشق با دانش متمم میشود...هرکه عاشق شد معلم میشود.محمد جان، آرام جانم وقتی نبودی فارغ از تمام زندگی بودم آسمان دلم ابری و غبارگرفته بود اما با آمدنت لبخندی بر لبانم نشاندی و پرنده های عشق را در آسمان دلم به پرواز در آوردی و غریبانه آسمانم را رنگ بهاری زدی . در زمانی که هیچ اتفاقی در زندگیم نمی افتاد تو اتفاق غیرمنتظره ای بودی که زندگیم را متحول کردی . نازنینم هرگز از دروازه دلم پایت را...

    ادامه مطلب
  • شعری از هوشنگ ابتهاج

  • نیلوبلاگ

    مشخصات وب عشق با دانش متمم میشود...هرکه عاشق شد معلم میشود.محمد جان، آرام جانم وقتی نبودی فارغ از تمام زندگی بودم آسمان دلم ابری و غبارگرفته بود اما با آمدنت لبخندی بر لبانم نشاندی و پرنده های عشق را در آسمان دلم به پرواز در آوردی و غریبانه آسمانم را رنگ بهاری زدی . در زمانی که هیچ اتفاقی در زندگیم نمی افتاد تو اتفاق غیرمنتظره ای بودی که زندگیم را متحول کردی . نازنینم هرگز از دروازه دلم پایت را...

    ادامه مطلب
  • موهایم...

  • نیلوبلاگ

    محمد جان موهایم را همچون امواج خروشان دریادر نسیم نفسهایت آرام آرام رها می کنمو لذت با تو بودن راهمچون تماشای غروبی دل انگیزتا مرز جنون احساس می کنمو تو با من همراه می شویلحظه به لحظه با من اوج خواهی گرفت در آسمان عشقو به انتهای خوشبختی خواهیم رسیدآنجایی که حتی کبوتران برای رسیدن به آن سر باز می زنندانگشتانم صورتت را لمس می کندنگاهم را در نگاهت غرق می...

    ادامه مطلب
  • برای تو که مخاطب خاص روزها و شب هایم شدی...

  • نیلوبلاگ

    ای سر چشمه ی محبتای عشق واقعیچگونه ستایشت کنم در حالی که قلبت از محبت بی نیاز استچگونه ببوسمت وقتی که عشقت در وجودم جاری میشودبگذار نامت را تکرار کنم نامت زیباست، دلنشین استچه داشته ای که اینگونه مرا تلسم کرده ایمن اینگونه نبودم تو عشق را با من آشنا کردیتو هوای دلم را با طراوت کردیزمانی که با تو هس...

    ادامه مطلب
  • بعضی دردها

  • نیلوبلاگ

    بعضي درد ها را بايد در صندوقچه ای گذاشت و درش را بست، تا سال ها بعد بازمانده هايتصندوقچه را باز كنند و دردهايت را "شايد" اشك بريزند براي بعضي از درد ها بايد آلبوم عكسي خريد تا سال ها بعد بازمانده هايت آن را آلبوم قديمي آقاجون يا مادر جون خطاب كنند و درد هايت را "شايد" اشك بريزند انگار اين "بعضي دردها" را درماني نيست ! آن ها ناميرا هستند آن ها تمامي ندارند مي شود تا ابد از آن ها گفت تا ابد برايشان اشك ريخت تا ابد از وجودشان دلتنگ شد تا ابد از وجودشان حسرت خورد تا ابد از وجودشان... آه كشيد ، تنگي ...

    ادامه مطلب
  • خواب

  • نیلوبلاگ

    خواب به چشمانم نمی آید.ناز به چشمان تو می آیدخورشید از شرم طلوع نگاهت از شرق غروب کرد.حضورت در رویایم تداوم داردکاش از این خواب رهایی نداشته باشم.هر شب به مستانه نگاهت دعوتم.به جشن طلوع چشمانت.باز منِ مجنون تر از مجنون زیر همان بید مجنون در لبخند زیبایه تو محو می شوم.مثل بازی های کودکانه به سوی هم قدم برداریم.اما به قانون من یک گام تو بردار من کل دنیا را گام میزنم .من در پیچ خم زلف پریشان مست از بوی عطر شراب گندم زار طلایی زلفان پریشانت سر خوش می شوم.تن بی رحم تو پذیرای شیداییه شبانهمن است.شوق ا...

    ادامه مطلب
  • ابهام

  • نیلوبلاگ

    ابهام یعنی گذر از علایق رد شدن از خواسته ها پذیرفتن شکست سر به گریبان بردن ،تعظیم مقابل نا امیدی ها پشت به خورشید رو به تاریکی شدن ابهام را از خود دور کن پاهای تو تا هنگامی که در حصارطراوت افکار ذهن شاداب تو باشند توان نگه داشتن تن تو را تا همیشه دارند،همیشه گرما گرم لحظه های سبز باش کام شیرین خود را تلخ اتفاقات نیفتاده و ثانیه های رقم خورده نکن،تنها تو و فقط تویی که آینده را میسازی پس معمار خوبی باش....

    ادامه مطلب