اولین باران پاییزی
◷
تاریخ انتشار: 1395/8/17 | ساعت: 19:58
به نام خدا امروز یکشنبه 16 آبان تا دیروز پاییز هنوز بارانش را رو نکروه بود و چشمانم به اسمان بود و دلم گره خورده بود به دعا " خدایا فرجی کن " برخلاف همیشه این بار دعایم زود به فرج رسید و امروز اولین باران پاییزی بارید، غصه هایم را با خود برد و حال دلم را خوب کرد. باران برای من فقط باران نیست صدای هر...
تولدم مبارک
◷
تاریخ انتشار: 1395/8/16 | ساعت: 7:05
از قـافلـه جــا مــانـدم درست سال ها پیش، جـــــا مـاندم... زندانی این روزگار زشت شدم... روزگاری که نه از جنس مـــن است نه از بـــرای من... چه رسمیست دنیــا! از گردشش می نالـیم و می نـــالـیم و روز زمین گیر شدنمان را جشن میگیریم! نمیدانم... قلمم زیر بار دردها ترک برداشته... کمرم خم شده!... با این حا...
عشق یک مادر
◷
تاریخ انتشار: 1395/8/12 | ساعت: 0:34
چند سال پیش در یک روز گرم تابستان پسر کوچکی با عجله لباسهایش را درآورد و خنده کنان داخل دریاچه شیرجه رفت . مادرش از پنجره نگاهش میکرد و از شادی کودکش لذت میبرد . مادر ناگهان تمساحی را دید که به سوی فرزندش شنا میکند.ا مادر وحشت زده به سمت دریاچه دوید و با فریاد پسرش را صدا زد . پسر سرش را برگرداند ول...
....
◷
تاریخ انتشار: 1395/7/25 | ساعت: 22:03
چقدر محشر می شود اگر مردی بی هوا، نا غافل یعنی بدون اینکه خودت خبر دار شده باشی بهت بگوید مدتهاست ک عاشقت بوده... وجود تو سرشار شود از احساس گرم معجزه... از اینکه ب این باور برسی "دوست داشتنی هستی" بدون هیچ زحمتی،بدون اینکه برای ب دست اوردن قلبش تلاشی کرده باشی یا کاری کرده باشی ک بعدها یادآوریش خجا...
یکی بود یکی نبود
◷
تاریخ انتشار: 1395/7/23 | ساعت: 11:38
امشب دوباره غرق در تمنای دیدنت سرمه ی انتظار به چشمانم میکشم امشب دوباره تو را گم کرده ام میان آشفته بازار افکار مبهمم توی کوچه های بی عبور پاییزی دستان گرمت را .. نگاه مهربانت را .. شانه های بی انتهایت را منتظر نشسته ام آخر قصه ی ما را همان اول لو دادند همان جایی که گفتند: یکی بود و یکی نبود . . .
سکوت
◷
تاریخ انتشار: 1395/7/23 | ساعت: 11:38
سکوت عجیبی است تنها من مانده ام و خیال بودنت من مانده ام و نوشته هایت * نوشته هایی که دلم را به بند کشید و شده ام زندانی دفتر خاطراتت شده ام تشنه حضورت... * با من چه کرده ای؟ وقتی می خوانمت دلتنگ می شوم وقتی از تو می نویسم چکاوکها عاشق می شوند * وقتی هوای کوچه ابری می شود دلم هوایت را می کند وقتی می...
خواب
◷
تاریخ انتشار: 1395/7/23 | ساعت: 11:38
خواب به چشمانم نمی آید.ناز به چشمان تو می آیدخورشید از شرم طلوع نگاهت از شرق غروب کرد.حضورت در رویایم تداوم داردکاش از این خواب رهایی نداشته باشم.هر شب به مستانه نگاهت دعوتم.به جشن طلوع چشمانت.باز منِ مجنون تر از مجنون زیر همان بید مجنون در لبخند زیبایه تو محو می شوم.مثل بازی های کودکانه به سوی هم ق...
میخواهم
◷
تاریخ انتشار: 1395/7/23 | ساعت: 11:38
می خواهم قلم را برقصانم،واژه ها را به بازی بگیرم ،جمله ها را ببوسم،قافیه را ببازم.کوچه باغ کودکی،خیابان های شلوغ نوجوانی طی شده اند، میان ترافیک سنگین جوانیم سر چهار راه تردید خیره به چراغ راهنما نفس نفس می زنم.نیمی از راه را آمده ام چه خوب چه بد گذشت،فقط مشتی خاطرات به جا مانده،که هر از گاهی سر را ...
ابهام
◷
تاریخ انتشار: 1395/7/23 | ساعت: 11:38
ابهام یعنی گذر از علایق رد شدن از خواسته ها پذیرفتن شکست سر به گریبان بردن ،تعظیم مقابل نا امیدی ها پشت به خورشید رو به تاریکی شدن ابهام را از خود دور کن پاهای تو تا هنگامی که در حصارطراوت افکار ذهن شاداب تو باشند توان نگه داشتن تن تو را تا همیشه دارند،همیشه گرما گرم لحظه های سبز باش کام شیرین خود ر...
...
◷
تاریخ انتشار: 1395/7/23 | ساعت: 11:37
قید بند را رها کن،به رسومات احترام بگذار اما به خودت بیشتر، برای شادی دلت تلاش کن،رضایت خاطر خودت را جلب کن،بگذار دلت هوایی بخورد،دمی تازه کند.با خودت غریبگی نکن،برای خواسته هایت نجنگ تلاش کن زندگی میدان نبرد نیست،تلاطم خشمگین دریای طوفانی نیست،زندگی ارامش برکه است . حتما یک بار هر کاری را امتحان کن...
رویا...
◷
تاریخ انتشار: 1395/7/23 | ساعت: 11:37
رویا خیال شیرینی است که هر آدمی در خلوت خود به آن می پردازد،فضای فانتزی که در ذهن خود می سازیم،مکانی که هیچ ایرادی ندارد،هیچ نقصی ندارد،دنیایی که در بسته ای در آن وجود ندارد،چالشی نیست که ما را به سمت خود بکشد. راه هموار بدون پیچ و خمی است که ما را به سمت قله موفقیت سوق می دهد.رویا بافی شیرین، اما د...